ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
ای مادر جان همگی چشم به راهت هستیم
تو سفر کرده ای و آسوده شدی از دوران
لیک ما غم زده هر لحظه به یادت هستیم
بعد از یک غیبت نه چندان طولانی به همه دوستانمون سلام عرض می کنم
ااز بابت این تاخیر از همه عذر خواهی میکنم.
علت این تاخیر از دست دادن یک عزیز بود
یک پیر بزرگوار به نام مادر بزرگ .
کسی که وقتی فکر میکنم دیگه قرار نبینیمش دلم خیلی میگیره.روزها و یا ساعات آخر عمرش روکه به یاد میارم دلم خیلی میسوزه چون وقتی نمیتونست راحت نفس بکشه و برای هر دم و باز دمی کلی مشکل داشت ما نمیتونستیم هیچ کمکی بهش بکنیم و به قول بابا مثل یک شمع جلوی چشمامون آب میشد خیلی سخت بود ولی وقتی فوت کرد و دیدم دیگه برا تنفس اذیت نمیشه حس میکردم به ارامش رسیده و همین شاید تسکینی برامون بود
.دیشب از علی آقا پرسیدم :واقعا دیگه درب اون خونه بسته میشه اگر اینطور باشه ما صبح روز اول عید رو کجا پس باید بریم (اخه ما هر سال روز اول نوروز رو همه اونجا جمع میشدیم و کلی هم به همه خوش میگذشت) علی در جواب سوال من فقط سکوت کرد .البته معنای این سکوتش رو خوب میفهمیدم پس من هم سکوت کردم !!

یادش همیشه جاوید
























نوشته شده در ساعت
